X
تبلیغات
رایتل

کتابخانه سراسری

کتابخانه سراسری

جمعه 14 خرداد 1395 ساعت 16:47

سفر ارزان به اروپا

 ماهنامه مهندسی پزشکی یه معرفی نامه گرفته بودم تا در مدیکا شرکت کنم. هزینه بلیط سفر شد و میزان زیادی هم امکانات در اختیارم قرار گرفت. فکر کنم برای شرکت توی نمایشگاهها روش خوبی باشه و همچنین میتونه گزارش مفیدی هم برای بقیه تولید بشه. روز سوم و چهارم نمایشگاه رفتم که هم بلیط برام نیم بها شد و هم هزینه های اقامت یک  سوم . یه بار دیگه به کلن رفتم و قبل کریسمس تو بازارهای آخر سال گشتم. دوسلدورف رو هم خیلی خوب سیاحت کردم و به مراکز مختلف علمی و دانشگاهی هم سر زدم.  این سفر حاصلش شد دوتا دوست خوب از تایوان و افغانستان. تور اروپا ارزان یه وسیله جدید هم که یه بازی با قدرت تمرکز هست محله قدیمی شهر آتن که در اطراف تپه های آکروپلیس گسترش پیدا کرده و در هر گوشه و کنار اون شور زندگی رو می شه دید و باور کرد.. رستوران های روبازی که گاهی تا وسط کوچه ها و پیاده روها پیشروی کردن و بوی غذاهای خوشمزه یونانی که بدجوری مسافرین خسته ای چون من رو تا مرز جنون می بردن.. فضاشون بسیار دلنشین بود و غذاهاشون واقعا خوشمزه.. با 2 یورو می شد یه چیزی مثل ساندویچ کباب کوبیده یا ساندویچ کباب ترکی خودمون رو سفارش داد یا اینکه با حدود 5 یورو یه غذای حسابی تر و مفصل  شب بود که قطار وارد ایستگاه مرکزی شهر آتن شد، راه آهن بزرگ و شلوغی به نظر نمی رسید.. بعد از خداحافظی از دوستای بامزه ژاپنی به کوستاس یعنی میزبانم تو شهر آتن زنگ زدم و رسیدنم رو بهش بشارت دادم و روی دیوار کوتاه ورودی ایستگاه مترو، دقیقا روبروی راه آهن منتظرش موندم، فرصتی بود برای تماشای بیشتر آدمها، مردمی که شاید یه جورایی تو خودشون گم بودن، تند می رفتن و گروهی تندتر می اومدن و همچنان این جریان رفت و آمد بدون هیچ نتیجه ای ادامه داشت...  حدود 20 دقیقه ای طول کشید تا بتونم لبخند کوستاس رو آنسوی خیابون اصلی شکار کنم و دستی که برای نشون دادن و اثبات وجود و حضور خودم براش تکون دادم و عکس العمل متقابل اون مهر تاییدی شد برا اثبات اینکه حتی تو تاریکی شب  رو پیش دوستای جدیدم موندم و صبح نسبتا زود با خداحافظی از آرینا و خونه دوست داشتنی شون، دومین و آخرین روز آتن گردی رو شروع کردم...  با آدرسی که از آرینا گرفته بودم کمی بالاتر از میدون امانیا، سوار اتوبوسی شدم که مقصدش جایی نزدیک به بالاترین نقطه تپه معروف لیکابدوس (lycabettus) بود.. در واقع اتوبوس های مزبور تا یه منطقه مسکونی از این ارتفاعات که بلندترین نقطه شهر آتن محسوب می شه بالا میرفتن و برای رسیدن به بالاترین نقطه اون باید از یه تلفریکو ساده با مسیری کوتاه و شیب زیاد استفاده کرد یا از پله هایی بالا رفت که در کنار طبیعت زیبا و چشم اندازهای فوق العاده اون منطقه درست شده بودند که طبیعتا روش دوم بیشتر به روشی شباهت داشت

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.