بطور كلی پس از پایان جنگ سرد، نظام بینالملل از نظام سلطهطلب دوقطبی به نظام فراسلطهطلب چندقطبی تغییر یافته و به طور خاص با طرح نمادین تعاملات قدرتهای بزرگ و نقش فزاینده سازمانهای غیردولتی تبیین شده است. بعلاوه این نظام در بازسازی ساختار سلسله مراتبی، متقاطع و چندسطحی خود، تعامل با منطقهگرایی را تغییری بنیادی داده است. در واقع نظام بینالملل در ایفای نقش متقابل با منطقهگرایی، برنامهریزی راهبردی و جهت منطقهگرایی را هدایت میكند. منطقهگرایی نیز به نوبه خود نظام بینالملل را با آرمانها و اقدامات سودمند خود تطبیق میدهد. اما تضادهای ساختاری وعدم تطابقات احتمالی عوامل منفی هستند كه باید در بررسی نظام بینالملل و منطقهگرایی به آن توجه شود.
به نظر میرسد كه برای اولین بار در تاریخ، انتقال نظام بینالملل صلح آمیز باشد و میتوان آن را نه تنها به فروپاشی صلحآمیز نظام جنگ سرد بلكه به جهانی شدن، همگرایی منطقهای، وابستگی متقابل میان كشورها، پیاده كردن اصل مردم سالاری در روابط بینالملل و گسترش انفجاری اطلاعات، ایدهها و فرهنگها نسبت داد. ماهیت صلحآمیز این انتقال است كه بر ماهیتهای دیگر آن حاكم است، بدین ترتیب كه حوزهها، مناطق و مراحل فرعی را به تدریج و یا به تناوب ایجاد و یكپارچه میسازد و سرانجام یك نظام بینالملل كامل بر جا میماند. چین به نوبه خود ایفا كننده نقشی خواهد بود و در ساخت نظام ذینفع است زیرا انتقال طولانی نظام و رشد پایدار توان و قدرت ملی و جامع چین در راستای یكدیگر پیش رفته و یكدیگر را تقویت میكنند و فرصتی تاریخی را برای چین فراهم میسازند.
دانلود كتاب:» کاربر گرامی ، برای دریافت(دانلود) کتاب می بایست به عضویت وب سایت درآمده و وارد حساب کاربری خود شوید.