رشته روابط بینالملل اغلب به این واقعیت پرداخته كه توجه فیلسوفان سیاسی بزرگ به ندرت به روابط بینالملل جلب شده است. البته برخی از فیلسوفان، از جمله روسو و كانت ، به روابط خارجی دولت و همچنین به تشكیلات داخلی آن توجه كردهاند، و به ویژه آغاز انقلابی كوپرنیكی در نظریه سیاسی را به حساب كانت گذاشتهاند، كه در آن هدف صلح ابدی دوشادوش ملاحظات سنتی مربوط به دولت مطلوب قرار میگرفت. ولی نظریههای اصلی روابط بینالملل به ویژه - واقعگرایی و نوواقعگرایی ـ این گونه استدلال كردهاند كه نظام بینالمللی بارها و بارها تصورات هنجارگذار فیلسوفان و خیالپروران سیاسی را نقش بر آب كرده است.مارتین وایت زمانی كه اظهار داشت نظریه سیاسی «نظریه زندگی مطلوب» است در حالی كه نظریه بینالمللی «نظریه بقا» است، همین دیدگاه را خلاصه میكرد.
این باور كه نظریه بینالمللی ممكن است چیزی بسیار بیش از نظریه بقا باشد تلاشهای اخیر را، به منظور این كه مسائل هنجارگذار بار دیگر مورد توجه این رشته قرار گیرند، تقویت كرده است. این استدلال كه نظام بینالمللی آن قدر كه نوواقعگرایان اظهار میدارند تغییرناپذیر نیست باعث شده است كه اعتقاد به این نكته كه مسائل هنجارگذار به همین رشته تعلق دارند، مدافعانی پیدا كند. الگوهای اصلی تغییر در دنیای مدرن هم به بهبود نظریه بینالمللی هنجارگذار انجامیده است.
دانلود كتاب:» کاربر گرامی ، برای دریافت(دانلود) کتاب می بایست به عضویت وب سایت درآمده و وارد حساب کاربری خود شوید.