سالهای پایانی قرن بیستم با دگرگونی در نظام بینالمللی و افزایش اهمیت و نقش نهادهای بینالمللی همراه بوده است. از جلوههای بارز این موضوع، برخورد سازمان ملل متحد با مناقشات داخلی در مناطقی چون آنگولا، كامبوج، السالوادور، عراق، یوگسلاوی سابق، لیبریا، رواندا و هائیتی است. از این میان، اقدامات شورای امنیت تحت عنوان «مداخله بشردوستانه» در كردستان عراق، سومالی، بوسنی، رواندا و هائیتی، حاكمیت دولتها را بیش از هر زمان دیگری با مشكل روبرو ساخته و این پرسش را مطرح نموده است كه، مبنای اعمال صلاحیت شورای امنیت چیست؟ به عبارتی، آیا شورای امنیت اساساً صلاحیت اقدام به مداخله بشردوستانه را دارد یا خیر؟
بطوركلی، در رابطه با اقدامات شورای امنیت، دو دیدگاه مخالف و موافق مطرح است، و هر یك برای اثبات ادعای خود با استناد به منشور ملل متحد، حقوق قراردادی، آراء قضایی و بالاخره عملكرد سازمان ملل متحد دلائلی را عنوان میكنند.
مخالفان صلاحیت شورای امنیت در زمینه مداخله بشردوستانه، به بند 7 ماده 2 منشور ملل متحد استناد میكنند كه ملل متحد را از «دخالت در اموری كه اساساً در صلاحیت داخلی دولتهاست» باز میدارد. این نظر، حقوق بشر را موضوعی صرفاً داخلی تلقی كرده و تعهد اعضای سازمان ملل در خصوص حقوق بشر را طبق منشور، تنها یك تعهّد كلی و «همكاری» برای افزایش احترام به حقوق بشر میداند.
دانلود كتاب:» کاربر گرامی ، برای دریافت(دانلود) کتاب می بایست به عضویت وب سایت درآمده و وارد حساب کاربری خود شوید.