بررسی مفاهیم منازعاتی كه در روابط بینالملل بر مبانی احتراز از تضاد Conflict Avoidance ، بر انگیختن تضاد Conflict Provocation و حل و فصل تضاد Conflict Resolution شكل میگیرند، نخستین هدف این فصل است. تحقق چنین هدفی ما را بر آن میدارد تا نگرشهایی را مدنظر قرار دهیم كه در این زمینه وجود دارند. من این پدیدهها را از دیدگاه واقعگرایی، نوواقعگرایی و كثرتگرایی / كاركردگرایی بررسی كرده همچنین آنها را از دید جامعه جهانی (تئوری نیازها) و نئوماركسیسم و جهانمداری نو از آن روی مورد تجزیه و تحلیل قرار دادهام كه هریك از اندیشهها و نگرشهای یاد شده به گونهای بر نظریه روابط بینالملل تأثیر چشمگیری گذاشته است. هدف دیگر این مبحث، آشنایی با وجوه تشابه و افتراق موجود در ماهیت پدیده تضادی است كه بر مبنای مكتبهای مزبور شكل گرفته باشد. چنین راه كاری دستمایه ایجاد چارچوب گستردهتری میشود كه بر اساس آن میتوان اهمیت تضاد را در عرصه تئوری روابط بینالملل دریافت.
نگاه واقعگرایانه به تضادی كه مبنای آن احتراز و پرهیز از درگیری است زمانی شكل میگیرد كه حق حاكمیت این اختیار را به یك دولت تفویض كند كه درگیری و منازعه را با دولتهای دیگر تا بدان حد و پایه نادیده انگارد كه بتواند بر اساس توانمندیهای خود اتحادهایی را ایجاد كرده بر مبنای آنها توازنی نظامی و قدرتی ژئوپلیتیك را شكل دهد.توازن قدرت یا موازنه قوا، نقطه اتكایی است كه دولت با بهرهگیری از آن میتواند تضادهای نظامی یا خصومتهای ایجاد شده را برطرف سازد.
دانلود كتاب:» کاربر گرامی ، برای دریافت(دانلود) کتاب می بایست به عضویت وب سایت درآمده و وارد حساب کاربری خود شوید.