ناسیونالیسم به رغم ظهور و بروز مجدد خویش، نگرشی است نسبتاً باستانی، هر چند با شكلی فرهنگی نه سیاسی آن. پس از مدرنیته و به ویژه پس از تاسیس دولت سرزمینی به عنوان یك نهاد امنیت ساز، ناسیونالیسم به تدریج به ضرورت ایدئولوژیك زمان تبدیل شد. انقلاب فرانسه را گاه نقطه آغازین شكلگیری ناسیونالیسم میدانند.
سومین نگرش غالب فكری در عرصه بینالملل از آنِ جهانگرایی است. با شكلگیری منافع مشترك جهانی در زمینه امنیت و رفاه این سؤال اساسی مطرح است، كه آیا دوران افول ایدئولوژی ناسیونالیستی فرا رسیده است یا خیر. به این سؤال جوابهای متعارضی داده شده است.
از یكسو آرمانگراها معتقدند كه با ارتقاء سطح امنیت وجودی كشورها و از آن طریق افراد انسانی، به تدریج زمینه برای موضوعیت یافتن نگرش انحصاری امنیت رفاهی مطرح خواهد شد. برخلاف نگرش واگرایانه ناسیونالیستی كه ماهیتی خودیار و تعارضی دارد، ارتقاء كیفی امنیت وجودی و سطح كیفی انسانها به وجهی است، كه نگرش ما در مقابل دیگران را نابهنگام كرده و خواهد كرد. به قول فوكویاما، دوران ایدئولوژیها به سر آمده است، و انسانها به درجهای از عقلانیت رسیدهاند كه مایل نیستند به مقتضای اشاعه ارزشهای اعتقادی، وجود و هستی خود را به خطر اندازند.
در مقابل این دیدگاه آرمانگرا، بخشی از واقعگراها و محافظه كاران جدید ضمن حفظ صبغه فكری بدبینانه خود، آینده را عرصه تعارض بین حوزههای تمدنی گوناگون میبینند. ساموئل هانتینگتون استاد برجسته دانشگاه هاروارد به چنین نحله فكری وفادار است. این دسته از اندیشمندان با مشاهده بحران هویت در بعضی از كشورهای جنوب، و شكلگیری نهضتهای بنیادگرای قومی- فرقهای پیشبینی میكنند، كه آینده نه عرصه ملی گرایی تعارضی، بلكه آوردگاه "برخورد تمدنها" خواهد بود.
دانلود كتاب:» کاربر گرامی ، برای دریافت(دانلود) کتاب می بایست به عضویت وب سایت درآمده و وارد حساب کاربری خود شوید.