مقصود اصلی ما از مفهوم فرهنگ همانطور كه در فصل اول توضیح داده خواهد شد، معانی پدید آمده و تعمیم یافته در یك جامعه است. اگر انسان ماهیت اصلی وجود خود را با معنی آفرینی متجلی سازد، معانی خلق شده توسط او در هر دوران تاریخی، جوهره و بنیاد فرهنگ را تشكیل میدهد. البته مهمترین معنایی كه انسان میآفریند درباره وجود خود اوست و این گوهر اصلی و هسته مركزی مفهوم فرهنگ است. دیدگاه پایهای كه در هر جامعه در دورههای تاریخی مختلف درباره بشر شكل میگیرد، پایه و اساس فرهنگ آن جامعه است. بنابراین مراد ما از فرهنگ، معانی خلق شده در یك جامعه به خصوص درباره انسان و جایگاه اجتماعی اوست.
فرهنگ نوین نیز معانی متشكلی است كه بر دیدگاهی جدید درباره بشر و حقوق او بنا شده است. نام دیگری كه بر این مفهوم در این تحقیق گذارده شده، اندیشه و فرهنگ حقوق بشری است. حقوق بشر نه به عنوان یك نظام حقوقی و قواعد و قانون، بلكه به عنوان یك نگاه تازه به انسان و جایگاه اجتماعی او مورد توجه قرار گرفته كه هسته مركزی و جوهر فرهنگ نوین است این نگرش تازه به بشر اندیشهها، رفتارها و ارزشهایی را پدید میآورد كه پایه و اساس فرهنگ نوین محسوب میگردد.
جهانی شدن نیز مفهومی عامتر از قابلیت تعمیم در عرصه جهانی است. قابلیت تعمیم در عرصه جهانی سادهترین و نخستین تعریفی است كه از مفهوم جهانی شدن به نظر میرسد. اما در اینجا منظور ما نوعی همگونی میان جوامع مختلف است كه براساس آن جوامع در قالب یك كل كه قواعد و اصولی واحد بر آن حكمفرماست، قرار میگیرند. این كلیت جهان نام دارد. هنگامی كه آن همگونی و این «كل» حاصل میشود میتوانیم از اصطلاح «جهانی شده» استفاده كنیم. بنابراین جهانی شدن به فرآیندی اطلاق میگردد كه به این همگونی و كلیت منتهی میگردد.
دانلود كتاب:» کاربر گرامی ، برای دریافت(دانلود) کتاب می بایست به عضویت وب سایت درآمده و وارد حساب کاربری خود شوید.