تاریخ سیاسی دولت صفوی در قرن یازدهم/ هفدهم تا كنون كمتر مورد امعان نظر قرار گرفته و این در صورتی است كه برای دو ثلث اخیر آن قرن غیر از وقایع نامههای كشوری مقدار فراوانی نیز از سفرنامهها در اختیار است.
این دوران به علّت آن كه ایران با اروپا، كه در آستانه عصر جدیدی قرار داشت، دارای ارتباطهای فراوانی بود شایسته توجه بیشتری است. زیرا این آخرین برخورد یك دولت فرتوت اسلامی، كه هنوز بقایای جلال و عظمت خود را حفظ كرده بود، با دولتهای اروپایی كه پا به عصر جدیدی میگذاشتند محسوب میشد. هنوز بازرگانان، مبلغان و گاهگاه سفیران نمیتوانستند به عنوان كسانی كه از لحاظ فنی و مدنی برترند با شاه ایران و صاحب منصبان آن روبهرو شوند. هنوز بازرگانان و نمایندگیهای بازرگانی شركتهای انگلیسی و هلندی كه بر سر بود و نبود خود میجنگیدند از امكان تأسیس دولتهای استعماری جهانگیر بویی نبرده بودند. تهدید، زورگویی و باجگیری كه بعدها از جانب اروپاییان اغلب در برخورد با كشورهای بومی به كار برده میشد نه تنها در این هنگام بیاثر بود بلكه احتمال داشت در فرمانروایان خودكامه كاملاً متكی به خود عكسالعملهای بسیار خطرناكی را برانگیزد.
اگر چه اعتلای درخشان دولت صفوی در زمان شاه عباس اوّل (996-1038/ 1587-1629) از مدتها پیش اندكاندك مورد توجه مورخین غیر شرقشناس قرار گرفته بود، چنین به نظر میآید كه تا شصت یا هفتاد سال بعد از نظر علمی چندان جاذبهای برای محققان دربر نداشته است. تازه پس از بروز انحطاط قطعی و از هم گسیختگی ناگهانی وحدت ملی در ابتدای قرن دوازدهم/ هجدهم بود كه باز اعتنا و توجه به آن فزونی گرفت. امّا در مورد دوران بینابین در گزارشهای سیاحان اروپایی آن روزگار اغلب به قسمتهایی بر میخوریم حاكی از ابراز اعجاب نسبت به قدرت و سلامت مملكتداری ایران، به نحوی كه این پرسش متبادر به ذهن میشود كه آیا با مرگ شاه عباس اوّل مرحله انحطاط قطعی ایران آغاز شده و یا اینكه كشور تا پایان فرمانروایی شاه عباس دوم نیز همان استحكام درونی خود را حفظ كرده بوده است.
دانلود كتاب:» کاربر گرامی ، برای دریافت(دانلود) کتاب می بایست به عضویت وب سایت درآمده و وارد حساب کاربری خود شوید.