در پی تحولات گستردهای كه با پروسترویكا و گلاس نوست گورباچف آشكار گردید، روند تغییر در جامعه و حكومت اتحاد شوروی تسریع شد. امپراطوری چندملیتی اتحاد شوروی كه از دوران حاكمیت تزارها همواره با مسأله روابط ملیتها به عنوان یك دشواری جدی مواجه بود، در آستانه فرآیندهای جدیدی قرار گرفت. از هنگام تشكیل دولت جدید كمونیستی در این سرزمین انتظار حلوفصل مسایل ملی مطرح بود. ولی در برابر فشارهای درونی و بیرونی و دغدغههای حفظ یكپارچگی و امنیت كشور، ساختارهای كهنه در چارچوبهای جدید به حیات خود ادامه دادند.
هر چند دشمنان سرسخت اتحاد شوروی در ایالات متحده، تخریب روابط قوی و ملی و به جوش آوردن «دیگ هفتجوش» ملیتها را مورد توجه قرار داده بودند، تا امپراطوری را نابود سازند، روند جریانات نشان داد، اقتصاد پاشنه آشیل دولت اتحاد شوروی بود. به هر حال بازسازی اقتصادی اتحاد شوروی، و در كنار آن اجرای سیاست گلاسنوست و ایجاد فضای باز سیاسی از سوی گورباچف این فرصت را فراهم آورد، تا آرزوهای خفته یا سركوبشده تاریخی نیز مجال بروز بیابد. شرایط ناشی از تضعیف اقتدار مركزی در اتحاد شوروی سبب گردید، رهبران جمهوریهای عضو اتحاد نیز یكی پس از دیگری مسأله استقلال و جدایی خود را مطرح سازند. در حالی كه روندهای همگرایی در جامعه اروپایی براساس درك متقابل از منافع مشترك گسترش یافته، زمینههای همگرایی در اتحاد شوروی بطور روزافزون مورد نظر قرار میگرفت. شیوههای اجبارآمیز تحقق و تداوم این یكپارچگی، نقش بسزایی در نفی این دستاوردها داشت. رهبران جمهوریهای عضو اتحاد بویژه پس از كودتای اوت جداسازی را تسریع كردند. آنچه در پایان سال 1991 با تشكیل جامعه كشورهای مستقل مشتركالمنافع رخ داد، سبب بروز دگرگونیهای جدی در روابط میان جمهوریهای عضو اتحاد شوروی گردید و پایان این امپراطوری را رقم زد.
دانلود كتاب:» کاربر گرامی ، برای دریافت(دانلود) کتاب می بایست به عضویت وب سایت درآمده و وارد حساب کاربری خود شوید.