دریای سرخ و خلیجفارس هر دو جزء منطقه خاورمیانه به شمار میروند و در نظریههای ژئوپولیتیكی بخشی از هلال حاشیهای محسوب میشوند. این دو آبراه ارتباط و پیوند نزدیك با یكدیگر دارند و مسایل یكی بر دیگری تأثیرگذار است. ازسوی دیگر تسلط بر یكی از این آبراهها از سوی قدرتهای بزرگ،همواره مستلزم تسلط بر دیگری بوده است.
3 نقطه كلیدی و استراتژیك این دو آبراه یعنی كانال سوئز، تنگه بابالمندب و تنگه هرمز همیشه در استراتژیهای بحری حایز اهمیت بودهاند. به همین دلیل از سپیده دم تاریخ تاكنون خلیجفارس و دریای سرخ به عنوان دو آبراه استراتژیك مورد توجه قدرتهای بزرگ قرار گرفتهاند. هخامنشیان، ساسانیان، پرتقالیها، فرانسویها، انگلیسیها و آمریكاییها هر یك مدتی بر این آبراهها مسلط بوده و یا اعمال نفوذ كردهاند.
در نظریههای ژئوپولیتیكی معمولاً از آلفرد ماهان به عنوان طراح استراتژی بحری نام برده میشود. در حالیكه 25 قرن قبل از وی، سیلاك دریا سالار هخامنشی پایهگذار این استراتژی بوده است. دریانوردان ایرانی از جمله سیلاك معتقد بودند كه هر كشوری كه بر 3 نقطه كلیدی در این منطقه تسلط داشته باشد، بر جهان حكومت خواهد كرد. این 3 نقطه بحرین، عمان و یمن بودند كه در استراتژیهای بحری بسیار حایز اهمیت هستند.
ایرانیان از زمان هخامنشیان تا ساسانیان به مدت چندین قرن استراتژی بحری آنها مبتنی بر تسلط بر این نقاط بود و در قسمت عمده این اعصار بر این نقاط كلیدی و استراتژیك مسلط بودند. هدف ایرانیها تنها فرمانروایی بر این نقاط نبود، بلكه گسترش فرهنگ و تمدن ایران زمین بود. ایرانیها همچنین در آبادانی این مناطق تلاش بسیار كردند. آنها قنات را كه یكی از بهترین شبكههای آبیاری در آن روزگاران بود، در این مناطق توسعه دادند. همچنین به منظور توسعه ارتباطات و تجارت، اقدام به حفر ترعه نیل در مصر در زمان داریوش نمودند. به طور كلی از هخامنشیان تا ساسانیان نظم و امنیت ایرانی كه برخلاف اعراب به دور از راهزنی دریایی و بردهداری بود، برپهنه این آبراهها حكمفرما و در پرتو آن ارتباطات و تجارت شكوفا و پویا بوده است.
دانلود كتاب:» کاربر گرامی ، برای دریافت(دانلود) کتاب می بایست به عضویت وب سایت درآمده و وارد حساب کاربری خود شوید.